برگ‌ریزون

زمینِ برگ‌ها

هر جمله‌ای که یکی از کتابش برداشت و این‌جا انداخت. برگِ تازه از بالا می‌آید. تا حالا ۹ برگ این‌جا نشسته.

۹ از ۱,۰۰۰ برگ ۱٪

هدفِ جمعی تا شبِ یلدا. جدولِ نفرات

آدم‌ها با رفتنِ خودشان نمی‌میرند؛ وقتی می‌میرند که دیگر کسی یادشان نباشد.

صد سال تنهایی · مارکز · ص ۹۰
آزمونِ پ

این یک جمله‌ی آزمایشی است
با یک شکستِ خط برای شعر

چهارمی 68968 · نویسنده‌ی آزمون · ص ۱۲
آزمونِ الف

جمله‌ی ویرایش‌شده توسطِ مدیر

کلیدر 68968 · محمود دولت‌آبادی · ص ۱۲۰
آزمونِ الف ویرایش‌شده

امروز مامان مرد. شاید هم دیروز، نمی‌دانم.

بیگانه · آلبر کامو
یک برگ‌ریزون

یک روز صبح گرگور زامزا از خوابی آشفته پرید.

مسخ · فرانتس کافکا
آزمونِ پ

فرار کن، پیدین. چون اگر بگیرمت، مطمئن باش تیرم خطا نمیره.

ناتوان · لورن رابرتس

حرفی که از ته یه قلب شکسته بیرون میاد

آزمونِ ب
جمله‌ی ماه

دفترم! خوبست در آن یادداشت کنم که می‌توان لبخند زد و لبخند زد و باز رذل و ناکس بود؛

هملت · ویلیام شکسپیر · ص ۳۵
آزمونِ ب

گریه نکن خواهرم، در خانه‌ات درختی خواهد رویید و درخت‌هایی در شهرت.

سووشون · سیمین دانشور

پایانِ کتاب

آزمونِ الف

در زندگی زخم‌هایی هست که مثلِ خوره

روح را آهسته در انزوا می‌خورد و می‌تراشد

بوف کور · صادق هدایت · ص ۱۱
آزمونِ الف

تو هم برگ بنداز

هر کتابی که تموم کردی: اسمِ کتاب، اسمِ نویسنده، و یه جمله از خودش که دلت رو برده. همین.

برو به صفحه‌ی خودت